سلیمانِ گل

برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز/ که سلیمان گل از باد هوا باز آمد

سلیمانِ گل

برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز/ که سلیمان گل از باد هوا باز آمد

پیوند زدن انگشت اشاره

يكشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۱۵ ب.ظ
مرد با دکمه های باز و موهای سینه نرم و پرپشت بیرون زده، پرنده را توی دستش محکم نگه داشته. بیچاره حتی یک تکان کوچک هم نمی خورد فقط چشمهایش را صاف و بزرگ با ترس باز و مبهوت به این طرف و آن طرف می برد. مرد با دست دیگرش مشتی تخمه از توی جیبش برمیدارد و تف محکمی به زیر پایش می اندازد. قفس کوچکش سه چهار کبوتر دیگر دارد و صدای آرامی از آنها به آن سوی خیابان می رسد. آن طرف، پسر بچه بادکنک به دست ایستاده مقابل مرد، به او خیره شده است. بادکنک در بادی که می وزد مدام در هوا تکان می خورد و میل به کنده شدن و رهایی دارد. مرد که حالا پسرک را دیده است می گوید کفتر میخوای عمو؟ پسرک چند قدم به عقب برمیدارد و همچنان چشمهایش را به گلوی پرنده گره می زند. نکنه ازش میترسی؟ این را می گوید تخمه دهانش را به بیرون پرت می کند و پرنده را عین توپ فوتبال پرت می کند به سمت پسر بچه بادکنک به دست. پرنده نرسیده به پسر بچه روی کف آسفالت داغ خیابان به پهلو می افتد. خیابان خلوت است. پسر بچه چند قدم ریز و آهسته برمیدارد تا به بالای سر کبوتر میرسد. کبوتر که بالهایش به زمین مالیده می شوند اندک تقلایی برای ایستادن و بعد پرواز انجام میدهد اما پاهایش با نخ کاموای سرخی بسته شده است. از دور ماشین می آید. پسر بچه اول به مرد نگاه میکند که تلفنش زنگ خورده و دارد بلند بلند فحش می دهد بعد کبوتر را از روی زمین برمیدارد و آرام نوازشش می کند. ماشین می آید و می گذرد. خوشت اومد نه؟ پنجاه تومن ناقابل. آفتاب داغ حتی زیر سایه درخت عرق از مرد در می آورد. پسربچه نخ کاموایی بادکنک را با دندان پاره می کند. بادکنک روی زمین می افتد و چند متر آن طرف تر می ترکد. کبوتر را به دست مرد می دهد و می دود.
  • ___ سلوچ

نظرات  (۳)

داستان بود علی؟ یا همچین صحنه‌ای رو دیدی واقعاً؟
پاسخ:
نمیدونم چی بود
شاید یه روزی دیده بودمش
  • פـریـر بانو
  • انتظار نداشتم پسره تهش بره...

    :: یقه‌باز و... کلا توصیف ابتدایی من رو یاد نویسنده‌ای انداخت که باهم عکس‌انداختین! :| :دی
    پاسخ:
    منم انتظار نداشتم


    دقیقااا
    عنوان پست هم که خب اسم یکی از کتابای همونه
    مرسی دقت گمونم جزو بهترین نظرات کل دوران وب نویسیم بود :)
  • بهــ ــار..
  • فقط خط اول رو طاقت آوردم :|||| 
    خط پنجم اون توصیف رو میکردین حداقل :| :-"
    پاسخ:
    آره دیدی تورو خدا چه کرد با کبوتر بیچاره
    کدوم توصیف؟ :/

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">